محمد تقي جعفري

18

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

خواهد بود . پس هر چه كه ريشهء يك كار به شخصيت انسانى نزديكتر و ناشى از آن بوده باشد ، به منطقهء ارزش يا ضد ارزش نزديكتر مىباشد . اگر كارى با نظارت و سلطه شخصيت صادر گردد و آن كار خلاف مقررات دينى يا اجتماعى صحيح باشد ، قبيح و زشت بوده و اگر موافق مقررات دينى و اجتماعى صحيح بوده باشد نيكو و زيبا خواهد بود . در نتيجه هر اندازه كه ريشهء كار از نظارت و تسلط شخصيت دور تر بوده باشد ، به همان اندازه كار از منطقهء ارزش به دور بوده و به منطقهء بىطرف نزديكتر مىشود ، بنا بر اين ما بايستى عامل اصلى يك كار اخلاقى را از درون انسانها جستجو كنيم . به اين معنى كه كار صادر مغز حقيقى خود را از نظر اخلاقى از منطقهء ارزش به وجود مىآورد و اگر به خواهيم با اصطلاح معمولى صحبت كنيم ، بايد بگوييم : منشا اساسى كار اخلاقى ، وجدان آزاد آدمى است و بس . اگر تكيه گاه كار نيك و گفتار نيك وجدان آزاد بوده باشد نه جلب پاداش يا دفع ضرر ( بهر معنا كه ممكن است ) اين گفتار و كردار اخلاقى است و الا جنبهء ماشين پيدا كرده ، مانند يك پديده طبيعى است كه از يك علت طبيعى ناشى گشته است . اخلاق عاطفى ، اخلاق عقلانى خالص روى ملاحظات فوق ما نمىتوانيم اخلاق عاطفى و عقلانى خالص را از نتايج فعاليت منطقهء ارزش محسوب بداريم ، اما عواطف انسانى ما اگر چه به نوبت خود مطلوب و در پيش برد شخصيت آثار به سزايى دارند ، ولى اگر اين عواطف همان مواد خام غرايز يا محصول جبرى آنها بوده باشد ، روش مستند به آنها ، يك روش ناشى از وجدان آزاد كه ما فوق علت و معلول ميكانيكى قرار مىگيرد ، نخواهد بود . گريهء عاطفى نمىتواند ستمديده را از ستمكار تشخيص بدهد ، داراى اخلاق عاطفى به گريه هاى سوزان قاتل و مقتول بىكسان اشك مىريزد . هيجانات عاطفى از آگاهى لازم بىبهره بوده و موجب ابراز احساسات توجيه نشده و رهبرى نگشته مىباشد . البته چنان كه اشاره كرديم : اخلاق عاطفى از روح حساسى سرچشمه مىگيرد